مسئولیت پذیری


طاهره میرزایی
2021/04/10
0 دیدگاه

مقدمه

یکی از مفاهیمی که ممکن است درک آن نقطه‌ی عطفی برای زندگی هر کدام  از ما باشد، مسئولیت پذیری و آگاهی از این واقعیت است که تنها خودمان مسئول هرچه در زندگیمان روی می دهد هستیم. از رایج ترین خطاها بین ما انسان های امروزی این است که گمان میکنیم حق داشتن یک زندگی عالی را داریم- کسی (که مطمئنا ما نیستیم)، به نحوی، در جایی مسئول شاد کردن زندگی ما، دادن گزینه های شغلی مهیج ، ایجاد اوقات خوش خانوادگی و ساختن روابط شخصی سعادتمندانه برای ماست، فقط به این دلیل که ما وجود داریم. اما واقعیت قطعا با این فکر متفاوت است. در این مقاله سعی شده این واقعیت را یادآوری کنیم که:  فقط یک نفر مسئول کیفیت زندگی شما است و آن شخص خود شما هستید.

من مسئول هستم

معنای مسئولیت پذیری (یار در خانه و ما …)

یکی از مراحل رسیدن به موفقیت در زندگی،  پذیرش 100٪ مسئولیت همه تجربیاتتان در زندگیست. این شامل سطح دستاوردهایتان، نتایجی که به دست آورده اید، کیفیت روابطتان، وضعیت سلامتی و آمادگی جسمانی، درآمد، بدهی ها، احساسات – همه چیز! میشود. البته این امر آسان نیست. در حقیقت، اکثر ما یادگرفته ایم که بخاطر قسمت هایی از زندگی که دوست نداریم، چیزی یا فردی خارج از خودمان را سرزنش کنیم. ما والدین، مدیران، دوستان، همکاران، همسرمان، آب و هوا، اقتصاد، دولت، وضعیت ستارگان در آسمان، بی پولی- هرکسی یا هر چیزی که بتوانیم سرزنش کنیم- را مقصر می دانیم. اما هرگز نمی خواهیم ببینیم که مشکل واقعی کجاست – خودمان!

 

خودم مسئولم

اگر کتاب ۲۵ اصل موفقیت را خوانده باشید (+) حتما داستان جالبی که در این کتاب در مورد مردی که نیمه شب در زیر چراغ خیابان به دنبال کلید خود میگشت را در خاطر دارید. عابری که از کنار او میگذشت مدتی به او در پیدا کردن کلید کمک کرد و وقتی بعد از مدتی پیدا نشدن کلید از او پرسید: “آیا مطمئن هستید که آن را اینجا از گم کرده‌اید؟”  با این پاسخ مواجه شد که “نه ، من کلید را در خانه خود گم کردم، اما اینجا نور بیشتری در زیر چراغ خیابان وجود دارد.” و یا چرا راه دور برویم، حتما این ضرب المثل را شنیده اید: آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم/ یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم.

وقت آن رسیده است که دیگر به جستجوی پاسخ اینکه چرا که شما زندگی و نتایج مطلوبی را ایجاد نکرده اید در خارج از خودتان نگردید، زیرا این شما هستید که کیفیت زندگی خود و نتایج خود را ایجاد می کنید. شما – نه هیچ کس دیگری! برای دستیابی به موفقیت بزرگ در زندگی- برای دستیابی به اهدافی که برای شما مهمترین هستند- باید 100٪ مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید.

 این مسئولیت پذیری به این معنیست بپذیرید که هر نتیجه ای که در زندگی به دست می آورید (خواه موفقیت باشد یا شکست، ثروت یا فقر، سلامتی یا بیماری، صمیمیت یا بیگانگی، شادی یا سرخوردگی) نتیجه واکنش شما به یک اتفاق یا اتفاقات قبلی در زندگیتان است.

نتیجه ی واکنش به اتفاقی در گذشته

مسئولیت پذیری و عزت نفس

قطعا همه ی ما در زندگیمان افرادی از این دست را داریم که از ما در سختی و یا شادی حمایت کنند، برای پیشرفتمان به ما کمک کنند و یا در مواقع حساس کنارمان باشند و به ما دلداری دهند. اما اینکه در زندگی از دیگران انتظار داشته باشیم حامی ما باشند و یا نقش مثبت و ارزشمند زندگی ما را ایفا کنند، می‌تواند یکی از زمینه‌های اصلی کم شدن عزت نفس و شادی ما در زندگیمان باشد. در زندگی همه ما افرادی هستند که برایمان ارزشمندند و داشتن آنها موهبت و شانسی بزرگ است اما این را باید در نظر داشته باشیم که آنها فقط همراه ما هستند و اگر سرونشت خواسته هایمان را به هرکسی یا هر چیزی بسپاریم، آنگاه حال خوشمان و در واقع عزت نفسمان را به دست دیگری سپرده ایم. در واقع برای اینکه حس کنیم لایق زندگی و شادی هستیم باید کنترل وجود خود را تجربه کنیم. این امر نیازمند اشتیاق درونی ما برای پذیرش مسئولیت دستاوردهایمان است. به همین صورت عزت نفس نیز از این پذیرش مسئولیت ناشی میشود.

مسئولیت پذیری و عزت نفس

ناتانیل برندن یکی از روانشناسان و روان درمانگران معروف قرن بیستم (+) در کتاب خود به عنوان شش قطب عزت نفس، مسئولیت پذیری را همراه با درک مفاهیم زیر توضیح می دهد:

  • من مسئول رسیدن به خواسته هایم هستم.

هیچکس به ما اهدافمان را بدهکار نیست! ما زندگی و انگیزه مان را از دیگران نمیگیریم بلکه اگر آرزو یا هدفی داریم خودمان هستیم که باید کشف کنیم چگونه آنها را به دست بیاوریم و مسئولیت تهیه‌ی یک برنامه ی عملی برای رسیدن به آنها به عهده خودمان است. اگر این اهداف نیازمند مشارکت دیگران نیز هست، ما باید مسئولیت آگاهی از اینکه دیگران چه خواسته هایی از ما دارند تا خواسته ی منطقی ما را براورده کنند را بپذیریم. هرچیزی که نتوانیم مسئولیت رسیدن به آن را بپذیریم در واقع هدف ما نیست، بلکه رویاست. برای هر هدفی باید قادر باشیم به درستی و واقع بینانه پاسخ این سوال را بدهیم: من مشتاقم چه کار کنم که به آنچه میخواهم دست یابم؟

  • من مسئول انتخاب ها و اقداماتم هستم.

مسئولیت پذیری در زمینه اقدامات و انتخاب ها را نباید با سرزش اشتباه گرفت. مسئولیت پذیری راهنمای ما برای ادامه زندگیست. اگر اقدامات و اعمالمان را از خودمان می دانیم، بنابرین ما مسئول آنها هستیم. باید این واقعیت را بپذیریم.

  • من مسئول سطح آگاهی ام در کارم هستم.

می توانیم با تمام هشیاریمان و کاملا آگاهانه به کارمان بپردازیم و یا اجازه دهیم کوچکترین عامل بیرونی حواس ما را از موضوع پرت کند. در هر حالت خودمان مسئول سطح آگاهی و توجهمان به کارمان هستیم. اگر کاملا با مسئولیت پذیریمان در این حوزه آشنا باشیم، احتمالا بیشتر سعی میکنیم با آگاهی کامل به کارمان بپردازیم.

  • من مسئول سطح هوشیاریم در روابطم هستم.

آیا در روابطمان حضور آگاهانه و فعال داریم؟ آیا نسبت به آنچه با ما در میان گذاشته میشود کاملا شنوا هستیم؟ آیا از بازخوردی که گفته ها یا اعمال ما در دیگران ایجاد می کند آگاه هستیم؟ پاسخ همه این پرسشها میزان هوشیاری ما در روابطمان را نشان میدهد. در واقع باید سعی کنیم دلیل رفتار دیگران در روابطمان را در خودمان جستجو کنیم و آگاهانه مسئول آنچه در روابط تجربه میکنیم باشیم.

  • من مسئول رفتار خود با دیگران- همکاران، شرکا، مشتریان، همسر، فرزندان، دوستانم- هستم.

ما مسئول آنچه میگوییم و آنچه می شنویم هستیم. مسئول قولهایی هستیم که به آنها عمل میکنیم و یا نمی توانیم آنها را عملی کنیم. مسئول منطقی بودن یا نبودن آنچه انجام میدهیم هستیم. وقتی سعی میکنیم دیگران را برای کارهایمان سرزنش کنیم در واقعا در حال فرار از مسئولیت خودمان هستیم: “او مرا دیوانه می کند”، “او به نقاط ضعف من دست می گذارد”، “اگر او آن کار را نمیکرد من قطعا منطقی رفتار می کردم”.

  • من مسئول چگونگی اولویت بندی وقت خود هستم.

این که آیا انتخاب هایی که درمورد صرف وقت و انرژی خود انجام می دهیم بازتاب دهنده ارزشهای ماست یا خیر

مسئولیت خودمان است. اگر اصرار داریم که خانواده خود را بیش از هر کسی دوست داریم، اما به ندرت با آنها تنها هستیم و بیشتر اوقات فراغت خود را با بازی، فضای مجازی، یا با دوستانمان می گذرانیم، باید با تناقض روبرو شده و در مورد پیامدهای آن فکر کنیم. اگر من اعلام کنم که مهمترین کار من یافتن مشتری های جدید برای شرکتم است اما 90 درصد از وقت خود را درگیر کارهای معمولی اداری می کنم که درآمد بسیار کمی دارد – باید بررسی کنم که چگونه انرژی خود را سرمایه گذاری کنم تا به آنچه میخواهم و میگویم برسم.

  • من مسئول کیفیت ارتباطات خود هستم.

برای اینکه مطمئن باشیم که در حین صحبت با دیگران به اندازه کافی درک میشویم، باید مسئولیت شفاف سخن گفتن و بیان صحیح را بپذیریم. ما موظفیم مسئولیت به اندازه کافی بلند و قاطع صحبت کردن برای شنیده شدن و دریافت احترام یا بی احترامی ناشی از برخوردمان را بپذیریم.

  • من مسئول خوشبختی شخصی خود هستم.

یکی از نشانه های عدم بلوغ ذهنی کافی، اعتقاد به این موضوع است که دیگران مسئول شاد کردن ما هستند، همانطور که مادر و پدرم مسئول زنده نگه داشتن ما بوده اند. اگر دیگری من را دوست داشته باشد، من نیز خودم را دوست دارم.
باید توجه داشت که پذیرش مسئولیت شادی زندگیمان به ما انگیزه خواهد داد. این امر سبب میشود تا مسئولیت زندگی خودمان را به دست بگیریم و آزادانه آنچه در این دنیا می خواهیم را با دستهای خودمان بسازیم.

  • من مسئول پذیرش یا انتخاب ارزشهایی هستم که براساس آنها زندگی می کنم.

اگر با ارزشهایی زندگی می کنیم که منفعلانه و بدون فکر آن ها را پذیرفته ایم، به راحتی میتوان گفت در این ارزشها انتخاب و تصمیم فردی وجود نداشته و این ارزشها تنها طبیعت ما هستند. اگر مشتاق افزودن تصمیم ها و انتخابها به زندگی و ارزشهایش هستیم باید نگاهی دوباره به آنها داشته باشیم، آنها را زیر سوال ببریم و اگر لازم شد اصلاحشان کنیم.

  • من مسئول بالا بردن عزت نفس خودم هستم.

عزت نفس موهبتی نیست که از دیگری دریافت کنیم. بلکه امری درونیست. اگر منتظر دریافت آن از فردی دیگر در زندگی باشیم، در واقع خودمان را به یک زندگی سرشار از سرخوردگی انتظار بیهوده محکوم کرده ایم.

جمع بندی

انسانها محدود به فرصتهایی در یک زمان و مکان مشخص هستند. اما در هر چارچوبی، استقلال و مسئولیت پذیریست که باعث می شود از خود بپرسیم : من چه میتوانم انجام دهم؟ ضرورت من چیست؟ چطور میتوانم وضعیت را بهبود دهم؟ چطور از بن‌بست بیرون بیایم؟ چطور از همه ی توانایی و انرژي خود استفاده کنم؟ مسئولیت پذیری در قالب دیدگاهی فعال در مورد زندگی تعریف می شود. این مهارت به ما کمک میکند تا زندگی مستقل و شادی را تجربه کنیم که ساخته ی خودمان است. در واقع می توان گفت درک و به کاربستن این مهارت در زندگی آغاز مسیریست که هدف آن قطعا زندگی با عزت نفس و شادمانی بیشتری برایمان رقم خواهد زد.
و شاید وقت آن رسیده است که زندگی که رویایش را داریم آغاز کنیم!

منابع :

کتاب ۲۵ اصل موفقیت (در این لینک میتوانید بیشتر در مورد این کتاب مطالعه کنید)

کتاب شش قطب عزت نفس

سایت روانشناسی امروز https://www.psychologytoday.com/

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *